| - یادداشت سردبیر |
|
|
| آرشيو نشريه طلا و جواهر - 26. نشريه شماره چهل و نهم و پنجاهم | |
|
شنبه، ۰۸ دی ۱۳۸۶ / ۲۹ دسامبر ۲۰۰۷ / ۱۱:۲۹ آری ما میتوانیم فقط باید عاشق بود. امام علی(ع) فرمودند: بنده کسی نباش، که خدا آزادت آفریده (افتخار بندگی خداوند متعال بس است). فکر میکردم چرا اینطوری شدیم؟ چرا اینطوری شده؟ مدتی است که از پخش مجموعه ۳۶ قسمتی مستند ایران دریای نور میگذرد. در طول این مدت حرفهای زیادی شنیدیم و عکسالعملهای عجیبی را دیدیم، امروز محمد.ج با من تماس گرفت؛ میگفت کارگاه را تعطیل کردم، دنبال کار میگردم، با دوستی صحبت کرده بود، راهنمایی شده بود که شاید من بتوانم کاری برایش انجام دهم!... نامهای از مشهد به دستم رسیده بود! با این مضمون که چرا رعایت نکات نوشتاری را نمیکنید! و به زبان و ادبیات پارسی بیشتر اهمیت نمیدهید؟ تصمیم داشتم جواب ایشان را خیلی کامل بدهم، ولی اگر به پارگراف بالا توجه کنیم، ذهنمان به جایی میرود که حس و حال را گرفته و رمقی برای ارائه جواب به آن دوست عزیز نمیماند! دیروز، یکی از اعضای انجمن کارگران صنف طلا و جواهر تهران برای درد و دل آمده بود و با مسئول ویژهنامهها حرف زده بود! ولی عمل هیچ! از من سؤال میکردند که اینها میدانند چه باید بکنند! اینها میدانند این صنعت در دنیا کجاست و ما کجاییم؟ چرا فکر میکنند که از همه چیز آگاهند ولی در عمل هیچ! چرا زمان تقسیم پست و مقام همه از هم سبقت میگیرند ولی در وقت عمل و اجرا جا میزنند! حتی برای بازگو کردن مشکلات خودشان دچار لکنت زبان میشوند! به راستی از چه هراس دارند؟ چند روز پیش با دوستی صحبت میکردم، میگفت: دشمن کم نداری! در ذهنم و جلوی چشمانم دشمنی نمیدیدم! باز هم دوستانی را میدیدم که عکسالعمل طبیعی از خود نشان داده بودند، در همین زمان، جمله زیبایی را از او شنیدم، میگفت: ظرفیت و ظرف خودت را بزرگ کن! به من گفت بنویس و من هم نوشتم، چند وجهی هستی که در جای خود خوبست، سیاست را میشناسی ولی سیاستمدار نیستی... حالم دگرگون شده بود ولی فکر میکرد، چهرهپردازی میکنم. همزمان فوجی از تفکرات مثبت و منفی به ذهنم خطور میکرد، میگفت: فضایی برایت میسازم که باور نکنی! در همان زمان جلسهای در جای دیگری برگزار شده بود و اکثر دعوت شدگان حتی نمی دانستند برای چه دعوت شدهاند! به ظاهر خروجی آن جلسه، تشکیل شورای سیاستگذاری طلا و جواهر بود! یاد صحنههایی از فیلمهای پخش شدهی سیما افتادم! میگفتند همه چیز در کنترل ماست ما داریم تاریخ را میسازیم وهمان را اجرا و تکرارمیکنیم، هیچ وقت فکر نمیکردیم پس از چندین سال تلاش برای اعتلای فرهنگ صنعتی با هفت هزار سال قدمت، چنین مورد بیمهری قرار بگیریم و صحنههای تکراری را با چشمانمان ببینیم، جالب بود که دوستان در تماسهایشان با احتیاط شده بودند! و حرفهایی جدید از زبان افرادی میشنیدیم که نمی دانستند اگر کارگر هنرمندی برای تهیه داروی همسرش مجبور به مسافرکشی با موتور میشود یعنی چه؟!! شب بود! قسمت دیگری از مجموعه ایران دریای نور پخش شده بود، حال عجیبی داشتم؛ نمیدانم چه بگویم و چه بنویسم! آیا دوستانی که ایرانی و مسلمان هستند هم میبینند که چگونه کتمان حقیقت میشود؟ آیا میدانند که عدهای در آرزوی داشتن سرپناه و یا دست مایهای برای کسب روزی حلال هستند و در مقابل گروهی بدون توجه به عملکردشان تبدیل به کارتل و تراست شده و باعث و بانی تخلفات، بیکاری، فساد، کمفروشی و گناهان کبیره فراوانی شدهاند؟ و همچنان با ظاهری آراسته سعی در کتمان واقعیتهای مبتلا به این صنعت دارند؟ تجربهای که طی یک قرن گذشته در سایر کشورهای پیشرو در زمینه تمام صنایع به وجود آمده، به ما ثابت میکند که بایستی گروههای صنفی و صنعتی خود را مزیت شناسی کنیم و از افرادی بدون گرایشهای متداول راهنمایی و اظهارنظر بخواهیم. فردا دیر است؛ هیچ یک از کشورهای صاحب صنعت در انتظار ما نخواهند ماند و حتی سرعت پیشرفت خود را هم کند نخواهند کرد! در صورتیکه خود را درگیر بروکراسیهای معمول کنیم و از تجربه مفید سایر کشورها و بومی سازی آن استفاده نکنیم، بر سر مزار این صنعت همانند سایر صنایع به سوگ خواهیم نشست! در این بین خاطرات سفری که به هند داشتم را مرور میکردم، ودر این فکر بودم که چهطور تلالو و درخشش طلا همواره نظر هندیان را به خود معطوف داشتهاست؟ نور و جلای چشمگیر آن به سان خورشید فروزانی است که گنبدهای طلایی و درخشان معابد و مساجد را در اقصی نقاط شهر با وجود خود منورکرده است. آهنگ و سر و صدای جواهرات زرد رنگ در بازارهای پر ازدحام گوشه را مینوازد و جامههای ابریشمی زنان با تاروپودی از طلا چشمها را خیره میکند. شالوده ساختار اجتماعی هند چنان با طلا در آمیخته که سبب شده هند از دیگر کشورها متمایز شود. طلا در هند اعتبار مالی و عاطفی بسیار فراوانی یافته است و به عنوان مانعی بر سر راه تورم و کاهش ارزش روپیه سمبل امنیت اقتصادی، ثروت و پایگاه اجتماعی بهشمار میرود. اغلب هدایای هندیها در مراسم مختلف طلاست. این فلز در مراسم ازدواج هندوها و مسلمانان اهمیت ویژهای یافته و موقعیت یک خانواده با توجه به میزان طلایی که عروس بهعنوان جهیزیه به خانه شوهر میآورد سنجیده میشود. در حقیقت طلا در میان قشرها و طبقات اجتماعی هند نفوذ و تاثیر خود را بهجای گذاشتهاست. بهطوریکه تاجر ثروتمند شهر و کشاورز فقیر هر دو به یک دیده به آن مینگرند و در پی دستیابی به آن از هیچ تلاشی فروگذار نمیشوند ... و در جایی میخواندم که براساس آخرین آمارهای شورای جهانی طلا، مجموع طلای مصرفشده درهند، و اعمال قوانین دیگری جهت تسهیل هر چه بیشتر واردات در سال ۱۹۹۶ موجبات افزایش چشمگیر تقاضا را فراهم نمود. تقاضا برای طلا در سال ۱۹۹۷ معادل ۷۳۷ تن بود و این امر هند را تبدیل به بزرگترین مصرف کننده طلا در جهان ساخت، زیرا در مقایسه با تقاضای سال گذشته در حدود ۵۰۸ تن، ۴۵ درصد افزایش نشان میداد. رقم مزبور در سال ۱۹۹۸ به ۸۱۵ و در سال ۱۹۹۹ به ۸۳۸ تن رسید. تقاضا برای سال ۲۰۰۰ نیز ۲/۸۵۵ تن بود. و در بخشهای مختلف طلا در سطح جهان در سه ماهه اول سال ۲۰۰۶ میلادی رقمی در حدود ۸۳۵/۷ تن به ارزش ۱۴میلیارد و ۸۸۷ میلیون دلار بوده است که نسبت به مدت مشابه در سال قبل (۲۰۰۵) با میزان ۸/۹۸۹ تن و به ارزش ۱۳میلیارد و ۶۰۰میلیون دلار از نظر ارزشی ۹ درصد رشد داشته در حالی که از نظر وزنی ۱۶ درصد کاهش را نشان میدهد. در بین موارد مختلف مصرف طلا در این طبقهبندی، مصرف طلا در ساخت جواهرآلات، صنعتی و پزشکی، سرمایهگذاریهای شناخته شده، خرده سرمایهگذاریها و خرید اوراق بهادار و سهام مربوط به (شرکتهای بزرگ تولیدکننده طلا) میزان طلای مصرفشده برای ساخت جواهرآلات در سه ماهه اول سال ۲۰۰۶ با حجم ۸/۵۳۴ تن نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۰۵ میلادی ۲۲ درصد کاهش داشته است. در همین حال ارزش آن ب رقم ۹ میلیارد و ۵۲۷ میلیون دلار نسبت به مدت مشابه سال قبل۲ درصد رشد داشته است که یکی از عمده دلایل این نوسان ر میتوان به افزایش ۴۰ درصدی رشد قیمت هر اونس طلا در بازارهای جهانی مربوط دانست. آمار تولید جواهرآلات طلا در سال ۲۰۰۵ حاکی از آن است که هندوستان با تولید سالانه ۵۳۹تن جواهرآلات طلا با پشت سرگذاشتن ایتالیا به مقام اول جهان دست یافته است. کشور ایتالیا در سال ۲۰۰۵ توانست ۲۲۸ تن جواهرآلات طلا تولید کند. افزایش هزینه تولید در ایتالیا، نبود رقابت تجاری با دیگر کشورها و نرخ بالای تبادل یورو در مقایسه با دیگر ارزها از جمله دلایل عقبافتادگی صنعت طلاسازی ایتالیا عنوان شده است... در حال نوشتن بودم که دوستی تماس گرفت و گفت: مثل اینکه بیکاری، همه به کار و زندگی خودشان چسبیدهاند و تو را جلو انداختند، به دور و بر خودت نگاهی بینداز، چند نفر هستند که به حرکت در راه تولید و سازندگی اعتقاد دارند، همه دنبال تبدیل یک به صد هستند، ببین طرف میوه فروش بوده از یک مغازه کوچولو شروع کرده الان چند دهنه مغازه تو بازار داره ۳ تا هم بالای آن خریده، هفت، هشت، ده تا هم جاهای دیگه به نام دیگران کرده، تازه اینها چیزی نیست با چند کارخانهدار و بنکدار هم شریک شده و هر چی بخواد به دست خلق اله میده و کسی هم باهاش کار نداره! اون وقت تو نشستی چی میگی؟ چی کار ازت بر میاد؟ تو هم خانواده داری... همینطور حرف میزد و نگران و ناراحت شده بود، یاد تهدیدها و فضایی افتادم که دوستی گفته بود برات میسازم!!! ساعت از نیمه شب گذشته بود تلویزیون محمد صالح علا را نشان میداد که از مهمانش میپرسید: مگر میشود کاری کرد؟ و او هم در جواب گفت:آری ما می توانیم کاری کنیم فقط باید عاشق بود. یاد استاد مجتبی راعی افتادم که میگفت: خداوند متعال با عشق آدمها را انسان میکند و زندگی ابدی به آنها میدهد. گفتم: اعوذ باا.. من الشیطان الرجیم خدا عاقبتمان را به خیر کند (خیر است انشاالله) به قول شیخ عجل هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام م به خودم آمدم، کمی فکر کردم، دیدم هیچکس دورم نیست، تلفن قطع شده بود همه در خواب بودند! فکر میکردم چرا اینطوری شدیم؟ چرا اینطوری شده؟ موفق باشید. آخرين بروز رساني ( پنجشنبه، ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ ۰۶:۱۰ )
|









