| سرمقاله |
|
|
| آرشيو نشريه طلا و جواهر - 27. نشريه شماره پنجاه و یکم و پنجاه و دوم | |||
|
یکشنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ / ۱۸ می ۲۰۰۸ / ۱۰:۲۹ همچو خورشید سرآمد نتوانی گردید مدتی تا نروی در خم چوگان کسی باید تلاشمان پرهیز از تکروی و هدفمان، اجماع نظر به سمت گروهگرایی باشد. رشد و پرورش یک برند یا یک محصول خاص عمر کوتاهی دارد؛ ولی اگر جامعنگر باشیم و برای منافع ملی و عموم، کارکنیم، علیرغم وجود مشکلات، در نهایت نصرت و پیروزی در پی خواهیم داشت. طرحی باید حاصل شود که در آن رضایتمندی تمامی یک مجموعه اعم از کارکنان سازمان، مصرفکنندگان و مشتریان مورد توجه قرار گیرد و نوآوری در سیستم و تمام پیشنهادها و عملکردها تعبیه شود. یعنی در مسابقهای که در بازار مطرح است و بین محصولات ما و بنگاههای دیگر رقابتی سخت برگزار میشود، کیفیت محصول در کنار قیمت آن تعیین کننده این است که، چه کسی بازار را میبرد؛ اما کیفیت محصول برآیند کیفیتی میباشد که در فرآیند تعبیه شده است، یعنی برای ارتقای کیفیت محصول، شما باید کیفیت و فرآیندهای تولید، توزیع و مدیریت را اصلاح کرده باشید. این مسئله ما را در رسیدن به مجموعه تفکر تعالی سازمانی هدایت میکند. تعالی سازمانی را فقط در آیینه خود نمیتوان نگریست، برای تعالی سازمانی باید وارد مسابقه شد، خود را با دیگران سنجید و باید خود را در اندازههای بینالمللی مورد ارزیابی قرار داد. شهامت شرکت در مسابقه کیفیت را، باید به دست آورد. لازمه بیرون آمدن از چالش رقابت جهانی، شرکت در مسابقههای فراملی است. چرا مسابقه فراملی، بین کشورهای مسلمان؟ چون مطالعات نشان داده است که برای جهانی شدن، همکاریهای منطقهای میتواند مقدمهای مفید باشد، اینکه ما بتوانیم در داخل کشورهای اسلامی هم مسابقه دهیم و زمینه همکاری را فراهم کنیم به توانمندی مجموعه کمک میکند. مقررات سازمان تجارت جهانی هم اجازه همکاری منطقهای را میدهد. بنگاههای ما باید خود را برای جهانی شدن آماده کنند. به جای اینکه در بین هم هراس از جهانیشدن را ایجاد کنیم، با کمک کردن به یکدیگر برای جهانی شدن موفق تلاش کنیم. ما باید در این رقابت جهانی گسسته، شرکتهای چند ملیتی مسلمان داشته باشیم و در رقابتهای بزرگ باید بزرگ بود در اینجا این سؤال پیش میآید که چرا ما یک یا چند شرکت چند ملیتی حاصل همکاری تعدادی از شرکتهای برتر مسلمان را نداریم؟ یکی از دستاوردهای جمعی این است که شرکتهای مسلمان کیفیت را بشناسند، با هم تعامل کنند و دست در دست هم دهند. زمینه بسیار مهم دیگر، سرمایهگذاری در توسعه است. میدانیم کسی در این مسابقه سهمگین موفق است که، در توسعه بیشتر سرمایهگذاری کند. مطالعات نشان میدهد که، در کشورهای پردرآمد که تقدیم در صنعتی شدن را دارند، هنوز هم میتوان در آیندهی آنها سرمایهگذاری امروزشان را دید. آنها در مطالعات استراتژیک خود مرتب به سیاستگذاران هشدار میدهند که اگر از میزان سرمایهگذاری کاسته شود، قدرت رقابت آنها در بازارهای آینده مورد تهدید قرار میگیرد. منابع کشورهای اسلامی و واردات غربی زیاد نیست؛ تنها راه این است که این منابع محدود را در کنار هم قرار دهیم تا تکنولوژی سرمایهگذاری لازم را برای قرار گرفتن در لبه پیشرفت رقابتی درکشورهای اسلامی فراهم کنیم. کنار هم بودن شرکتها کمک میکند که ما سرمایهگذاری مشترک داشته باشیم و این هم از دستاوردهای جمعی این اندیشه است. و اما، برای تعالی سازمانی، فرهنگ تعالی لازم است و ادبیات رقابتپذیری برتر از فرهنگ سازمانی است. شرکتها بسیار هزینه میکنند که این فرهنگ را در داخل مجموعه خود ایجاد کنند، نکته درخشان در این گفتار این است که: ما از نظر فرهنگ تعالی در حول مشترکاتی که با هم داریم هیچ کم نداریم. اما، آیا ما در آموزههای اسلامی قدرت اسراف را نمیآموزیم، که به ما یاد میدهد بهینه استفاده کنیم؟! ما درآموزههای اسلامی میدانیم که هر کسی باید خود به حساب خود برسد(محاسبه نفس) و اگر نرسد از ما نیست. آیا این مفهومی غیر از مفهوم خرده ارزیابی در ادبیات سازمانی که مورد تأیید است دارد؟! این مفهوم عمیق را باید ترجمه روزآمد و کارکردی کنیم. مگر از اصلیترین نکات تعالی سازمانی، رقابتپذیری نیست؟! آیا در فرهنگ تعالی سازمانی، امروزه مرتب و بهطور روزافزون بر کسب و کار تاکید نمیشود؟! مگر آنچه ما از اسلام در آداب و اخلاق تجارت داریم چشمه زاینده و زندهی همین مفاهیم نیست؟! پس چرا ما نتوانستیم بین مفروضات معرفتی، معنوی، عرفانی و دینی با آنچه که در صحنه اقتصاد با آن رو به رو هستیم، ارتباط برقرارکنیم. و در این مسیر یکی از سرمایههای موجود" مشترکات فرهنگی" است. در این مشترکات فرهنگی یک تاجر مالزیایی با یک شخص صنعتگر پاکستانی و نوآور ایرانی، زبان مشترک دارند. اگر از تعالی سازمانی صحبت کنیم کافی است آیهای را بخوانیم که به یک فرهنگ مشترک دست پیدا کنیم. گاهی نکات منفی که در فلان جامعه اسلامی است، به حساب همه ما گذاشته میشود. اگر در جایی فقر و ناکارآمدی باشد، این را به حساب جامعه اسلامی میگذارند، درحالیکه آموزه درخشان اسلامی برکت میدهد و در طول تاریخ توانمندی خود را ثابت کرده است. چرا شرکتهای مسلمان درجه الویت ندارند؟ این به دلیل عدم بازیگران صحنهها نیست، اما باید یاران را از کسانی انتخاب کنیم که بیشترین مشترکات فرهنگی را با آنها داریم. سخن آخر:"برای تعالی سازمانی باید تلاش کنیم." یکی از آفات حرکتی ضربتی با کشورهای اسلامی در دهه اخیر این است که، منابع زیرزمینی مانع احساس ضرورت تماس جدی شده است. بزرگترین نقشی که باید ایفا کرد این است که فضای تشویق رفتار رانت جویانه را به فضای نوآوری و تلاش تبدیل کرد. یکی از مضاد اقتصاد نفتی در کشورهای اسلامی این است که، با مدلهای جهانهای غیرهدفمند فعالیت کرده و بنگاهها به جای نوآوری به رانتجویی تشویق شدهاند ولی باید سرمایهگذاری بنگاهها در توسعه توسط دولتها مورد تشویق و هدایت قرارگیرند. بنگاهها باید در یک بعد کوتاه مدت تصمیم بگیرند و بزرگترین کمک دولتها این است که، با حمایت دراز مدت، توجیه اقتصادی بلند مدت را ترجمان عملیاتی کنند. کمک کردن به تشویق درست بنگاهها و سهامداران در این است که، تصمیمگیریهای کوتاه مدت را منطبق با منافع دولت کنند. اگر دولتها این کار را انجام دهند، بنگاهها هم توان آن را پیدا میکنند که در این رقابتهای جهانی حضوری شایسته داشته باشند و به این دلیل است که ما اینگونه فکر کرده و باید تلاش کنیم تا به همین صورت عمل کنیم. موفق باشید
|









