| - یادداشت سردبیر |
|
|
|
چهارشنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ / ۰۸ اوت ۲۰۰۷ / ۰۷:۱۴ رسول اکرم (ص) :چون گمان بد بردی قضاوت مکن وچون حسد بردی پیگیری مکن. (( آیا صنعت طلاوجواهر هم به جمع صنایع ورشکسته می پیوندد؟)) چند روز پیش یکی از اعضاء هیئت مدیره انجمن کارفرمایان صنعت طلاوجواهررا درحالی دیدم که از سردرد گلایه مند بود ، می گفت : حدود سه هزار عضو از سال هشتادوسه به انجمن پیوسته اند ،فکر می کنم پس از این مدت چه جوابی به آنها بدهیم ؟ چه کاری بایستی برای آنها انجام می دادیم؟وچرا کارها اینقدرکند پیش می رود؟از عدم همکاری سایر ارگان ها گلایه داشت ، گفت که : از ابتدای شکل گیری این مجموعه مخالفت هایی بوده ولی الان به اوج خود رسیده واخیرا" اتحادیه بدون درنظر گرفتن مصالح صنفی به نامه نگاری هایی در سطح صنف و ارگان های دیگر پرداخته واین کارها حتی با معنی لغوی اتحادیه نیز منافات دارد و اگر ما هم شکل آنها برخورد کنیم باعث خوشحالی خیلی ها خواهد شد واگر پاسخی ندهیم،تعابیر دیگری می شود ،برسر دوراهی مانده بود. در خلال صحبت های اوفکری به خاطرم آمد وبه یاد خاطره ای از داستان های صدر اسلام افتادم" صلح حدیبیه " خدا قسمتتان کند، سال گذشته موفق شدیم از مسجدی که رسول اکرم (ص) به قصد زیارت خانه خدا چند سال از آن محل تردد داشتند؛ ما هم نایب الزیاره باشیم (منطقه ومسجد حدیبیه )مسلمانان چندین سال از اقوام خود در داخل مکه به دلایل مختلف از جمله تبلیغات منفی کفار دور وبی اطلاع بودند،رسول اکرم (ص) به جای رو در رویی وخون ریزی پیمان صلح را در آن منطقه با ابوسفیان که از اشراف ومتمولین زمان بود، امضاء کردند که به صلح حدیبیه معروف شد ،اقوام بی دین قریش وگوهر اندوزان کافر سوار بر کشتی جهل ونادانی خود شده و چهره ای از مسلمانان مظلوم ساخته بودند که وقتی موحدان وعابدان خداجوی وارد مکه شدند ، مردم و درب خانه های خود را بسته و از آنها دوری می جستند .آنها مکه را ِمِِِِِِِلک خود نه مِِلک خداوند وبیت لله الحرام را خانه خود می پنداشتند ودر این تفکر بودند که از هر راه وبی راهه ای هر چه می توانند زراندوزی کنندوبه هر حیله ای برای ادامه برده داری واستعمار خلق خدا متوسل شوند؛ واینجا بود که خداوند متعال آیه شریفه ((انا لله وانا الیه راجعون )) را برای عبرت ودرس تمام دوران بشریت نازل فرمودند :هر چه هست از آن خداست وبه او باز می گردد. تنها چیزی که می ماند عمل صالح ورفتار نیک است. تجربه تاریخی نشان داده که نه مال برای انسان می ماند نه اولاد ،نه ملک،نه گالری،نه کارخانه،نه برج،نه معماران آنها ونه خانواده،نه اسامی بزرگی مثل رستم وسهراب وزال که دست ساخته شاعر افسانه سرا او چیره دستی مثل فردوسی بود، همه به تاریخ پیوسته اند.چه بسیارخانواده هایی که در طول تاریخ فقط خود و اطرافیانشان را دیدند ودر سطرهای کتاب تاریخ،به اندازه نقطه ای هم جایگاه ندارند. آنچه مانده، از خود گذشتگی ورشادت برای جامعه وحرکت هایی است که در راه رضای خداوند متعال ومخلوقات آن خالق بی همتا به انجام رسیده است. به نظرم رسید که همه در یک خانواده هستیم وبهتر است برای خانواده بزرگ طلا وجواهر واین صنعت به فکر باشیم که د رحال فرو پاشی است وباید از خودمان ودیگران سوال کنیم :آیا صنعت طلا وجواهر هم به جمع صنایع ور شکسته می پیوندد؟هر از چند گاهی در مطبوعات با مطالبی مواجه می شویم که از صنعتی به عنوان ورشکسته یا در حال افول واضمحلال نام برده می شود. آیا فکر کرده ایم چه کسی مقصر است؟ چرا تجربه دیگران را ، سر مشق قرار نمی دهیم ؟چرا سودهای مقطعی ومنافع شخصی را به منافع جمع ترجیح می دهیم ؟وچرا با حرکت هایی نسنجیده باعث از بین رفتن ذوق وخلاقیت جامعه صنفی خود می شویم ؟چرا از تجربه گذشتگان ونیروی مستعد جوانان استفاده نمی کنیم؟وچرا بعضی با رفتارهای عمروعاص گونه باعث از بین رفتن این هنر هفت هزار ساله در کشورمان شده اند؟ تجربه مدنیت وقانون مندی درتمام جوامع با مخالفت هایی روبه رو بوده است .همیشه عده ای به دنبال انجام کار گروهی بوده وتعدادی نیز منافع خود را در اقدامات فردی جستجو کرده اند وبا توسل به هر حیله ای جلوی جمع گرایی را نیز گرفته اند.اما دنیا به این تجربه رسیده است که اگر فرهنگ حرکت گروهی به وجود آید موفقتریم خداوند متعال فرموده : یداله مع الجماعه وهمانگونه که امام خمینی(ره ) نیز فرموده اند :راز موفقیت دراتحاد است.به این دوست عزیز گفتم خسته نباشید، همانقدر که در مدت سه سال حدود سه هزار نفر را جذب کردید، خود نشانه موفقیت است و فقط باید برایشان برنامه داشته باشید و اگر با شما مخالفتی میشود از جهالت و نادانی سرچشمه میگیرد، چرا که اگر فقط در جامعه وجود یک نهاد لازم بود و همه مسائل از یک کانال پیگیری میشد، حتما در نهایت دیکتاتوری بود و قانونگذار به همین علت مجوز ایجاد مراکز مدنی مثل انجمنها، سازمانها، کانونها، کنفدراسیونها و اتحادیهها و غیره را صادر میکنند و بیاطلاعی از قانون و عدم تعریف درست جایگاه هر یک از ارگانهای صنفی است که باعث چنین نگاه و تفکرات بچه گانه ای شدهاست. همچنین ترس از دست دادن جایگاه ومنافع مالی و قدرت های پوچ دنیایی است که بعضی چنان به آن دل بسته اند که حتی حاضرند برای حفظ آن هزینههای فراوانی کنند و کودکان درونشان را با این القاب و پستها آرامکنند. بههرصورت وظیفه ما رسیدن بهکمال انسانی است و در این مسیر نیز ناملایمات فراوان است. در جامعه جوان ما افراد با استعداد فراوانند و مسئولیت ما ایجاد بسترهای مناسب برای رشد و باروری این توانمندیها است. تجربه خلق و حضور در انجمنها و سایر ارگانهای مردمی و صنفی میتواند راهگشا باشد. چه بسیار استعدادهای پنهانی که درصورت وجود بسترهای مناسب خودنمایی خواهندکرد و راه رفتههای چندصدسالهای را که وارثان کند ذهن وبزدل شان به آنهامیبالند را یکشبه خواهند پیمود؛ پس طبیعی است که عدهای نگران باشند چرا که اگر فضا و محیط برای ظهور استعدادها بهوجود آید جوانان راه صدساله را یک شبه خواهند پیمود. تفکر جمعگرایی آزمونی است که هم اینک در غالب انجمنهای صنفی به ظهور پیوسته و حرکت قابل تقدیری است که مجوز آن از سوی مسئولان دلسوز نظام مقدس جمهوری اسلامی دادهشده است و این موقعیت را باید قدر شناخت و به تجهیز و شناخت نیازمندیهای صنفی و ارایه راهحلها و مشکلات بهجای درگیریهای پرداخت. ما به نوبه خود از هر حرکتی که باعث سربلندی ایران عزیز و شکوفایی این هنر و صنعت هفتهزار ساله باشد حمایت میکنیم و به همه عزیزان خسته نباشید میگوییم وتاسیس و حضور هر یک از انجمنهای صنفی کارفرمایی صنعت طلا و جواهر، کارگران و فروشندگان طلا و جواهر را در کنار سایر ارگان های صنفی مربوطه ارج نهاده، تبریک و دست مریزاد می گوییم. امیدواریم با همدلی و یک صدایی به موفقیتهای چشمگیری برسید که در طول چهل و اندی سال گذشته همه اعضای این گروه صنفی در انتظار آن بودند. موفق باشیدآخرين بروز رساني ( دوشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۱ )
|









