| آینه چون نقش تو بنمود راست |
|
|
| مقالات - طلا ، جواهرات و سنگهاي قيمتي | ||||
|
سهشنبه، ۰۸ آبان ۱۳۸۶ / ۳۰ اکتبر ۲۰۰۷ / ۱۶:۰۴ آینه چون نقش تو بنمود راست خودشکن، آیینه شکستن خطاست
ایکاش سایر صنایع هم، چنین مورد لطف و تفقد قرار میگرفتند! روزی بود روزگاری، صنعتی داشتیم بهنام کفش، صنعتی بهنام چای، صنعتی بهنام شکر، صنعتی بهنام نساجی، صنعتی بهنام چاپ، صنعتی بهنام مبلمان، یکی پس از دیگری روبه افول گذاشت، تعدادی ورشکسته شدند، عدهای بیکار و خانهنشین و اخیراً میبینیم که صنفی بهنام طلا و جواهر هم، در همین مسیرگام نهاده است. میگفتند ما قدمت سههزارساله، سیصدساله، پنج هزارساله در آن داشتیم. عدهای اصرار داشتندکه هنر و صنعت است، بعضی مصر بودندکه صنف است! عدهای میگفتند هفتهزارسال قدمت داریم! بعضی دیگر تازه از خواب بیدار شده بودند، جمعی بهدنبال حمایت دولت بودند، مثال هم میزدندکه شاغلین این رشته در فلانکشور فقط با حمایت دولت رشدکردهاند، جمعی میگفتند ما توانمند هستیم و چیزی از دولت نمیخواهیم! مجموعهای در قالب"مستند تلویزیونی دریای نور" ساخته شد، شدت نور بهحدی بود که مثل همیشه عدهای چشمان خود را بسته و دهانشان را بازکردند و بهجای دیدن واقعیات و پاسخ سؤالهای مطرح شده که حداقل گوش شنوایی میخواهد و پیداشدن راهکار، صورت مسئله را پاککردند! بحرانها را نادیده گرفته و ذهن وگوش را در اختیار افرادی قرار دادند که عادت به کمرنگ جلوهدادن معضلات دارند تاحدیکه چیزی از این صنعت مثل سایر صنایع نماند! این عده با یارگیری به هر روشی و با فرافکنی و مظلومنمایی چنان در اذهان مسئولین و تصمیمسازان رخنه میکنند که خادمان را خائن و آمار را غلط تصورمیسازند، حال آنکه در صنایعی اینچنین حساس، بههیچ وجه اجازه ارائه آمار درگروههای مختلف را نمیدهند، بعضی به دنبال استراتژی بوده و هستند! این روشی است که در تمام جهان در رشتههایی خاص متجلی است و سادهانگاری است که از افرادی که خود ذینفع و دستاندرکار مشکلات هستند توقع ارائه راهکار و استراتژی داشت! چگونه میشود از عدهای خواست جلوی سودهای میلیاردی خود را بگیرند؟! هرکسی از زاویهی دید خود مجموعه را تفسیرکرد، نکات تکاندهنده و تأثیرگذاری از نیمه تا یکسوم پنهان صنعت طلا و جواهر عنوان شد، باورکردنی نیست شاید هم نباید باورکرد! بهراستی در طول هشتادسالگذشته چه برسر این گروه هنری، صنفی، صنعتی آمده است؟ کجا بودند مسئولین دلسوز صنفی که یکباره به خود آمدند و فریاد برآوردند که تولید و تولیدکننده نابود شدند؟! مگر ما هم صنعتی بهنام طلا و صنعتی بهنام جواهر داشتیم؟ میگفتند بعضی مشغول به تولید عیار پست بودند و در بیخبری کامل مسئولین در طول تاریخ این صنعت به سوداگری مشغول بوده و هستند و هرزمان که عرصه را به خود تنگ دیدند با مظلومنمایی بهسمت مسئولین و نیروهای مخلص رفته و در صنف خادمان و خدمتگزاران قرار میگیرند، و عدهای معتقدندکه" ننگ با رنگ پاک نمیشود!" عدهای میگفتند: اگر چاههای بعضی پاساژها را تخریب کنید، هنوز قالبهای تولید سکهها و مصنوعات عیارپست را از آنها بیرون خواهندآورد، بعضی هم یواشکی میگفتند: بابا همه چیز را خودشان میدانند، همه چیز را که نمیتوان گفت، مگر مسئولین اتحادیهتهران، تولیدکننده ترکیهای را بهجرم تولید عیار پست نخواستند؟ آن اجنبی در پاسخ آقایان گفت: دوست وهمکار خودتان را محاکمه کنید که به من سفارش عیار پست با انگ۷۵۰ را داده، نه مرا، راه خود را گرفت و رفت، آقایان ازگل بالاتر هم نه به او گفتند نه به... بعضی هم میگفتند بازرسان اتحادیهها نباید از اعضا صنفی باشند که خود در منافع کارشان شریک شوند. عدهای معتقد بودند که اعضایاتحادیه،کاری برایشان نکردهاند و خودشان از همه چیز خبر دارند! آنها میگفتند، دفاتری تحتعنوان بازرسی درست کردهاند و حدود ۴۰ نفر بازرس برای آنها گذاشتند و روزها به شکار عیارپستهای موجود میروند، اعتقادداشتن برای خودشان هم شکار میکنند! و علیرغم تعیین حدود و شرح وظایف اتحادیه، به جریمه و اخذ وجوه بهعناوین گوناگون نیز اشاره میکردند! بعضی میترسیدند حرف بزنند، میگفتند همین فردا زندگی ما را سیاه خواهندکرد، و ناگهان میبینیم دارایی و تأمیناجتماعی و یا ارگانهای مختلف به سراغمان آمدند، البته معتقد بودند میخواهند آرام زندگی کنند! بعضی میگفتند به کارگر میگیم ما غم شما را میخوریم! و بعضی هم دلشان برای کارگران میسوخت و سرشان را تکان میدادند!!! بعضی سکه میفروختند، بازارشان هم سکه بود، البته، اینبار سکه را داخل بستهبندیهای شیک گذاشته بودند. و اگر جعلی از آب درمیآمد، میگفتتند متعلق به ما نیست! متولی اظهار بیاطلاعی میکرد! اما کسی که این کار را درسراسر ایران باب کرده بود سرخوش و با غرور میگفت: ۹۹ درصد در کنترل ما است و چیزی بهنام سکههای پستعیار نداریم! راهکار هم بهسرعت خلق شد و اعلام کردند پلمپها دارای شماره سریال خواهد شد! چیزی که مطرح نبود سوءاستفادهها و حق و حقوق تضییع شده مردم بود! میگفتند بعضی اصلاً چیزی نبودند و چیزی هم نداشتند ولی بلافاصله بعد از ورود به این گروه صنفی، ناگهان ره صدساله را یکشبه طی میکردند و تازه فهمیدند که باید بر تعداد سرقفلیهایشان اضافه کنند! آنهم با هرروشی، البته میگفتندکه، هرچه بتواننداز خلقاله قرض میگیرند! وچکهای شش ماهه و یکساله هم با نیت قرضالحسنه دریافت میکنند! بعضی وقتها هم طلاهای عیارپستی را که گرفتهاند با نیت خیرخواهانه میفروشند و به زخم کارهاشان میزنند و چکهای خریدهای انجام شده برای خدمتگزاری به خلق الله را پاس میکنند! برای کیفیها هم راهکار ارائه کردند، آخر داستان همیشه"حافظ دلسوخته بدنام میافتد" و کاسه و کوزه برسر افراد ضعیف خواهد شکست. اصل کاری همیشه در حاشیه است، شاید هم در متن وکسی آن را نمیبیند، شاید هم نباید دیده شود! میگفتند جلسات متعددی برگزار شد، از حافظه تاریخی کمک گرفتیم، ایکاش برای سایر صنایع هم، همین اتفاقات میافتاد و همه شروع به دلسوزی میکردند، البته یادمان افتاد که مادربزرگانمان مقدار زیادی جواهر برای ما بهارثگذاشتهاند و هر وقت مشکلی برای اهالی این صنعت ایجاد میشود، مقداری از آنرا به حراج گذاشته و رفع نیاز میکنند، بههمین علت تا بهحال کسی با این صنعت کاری نداشته، چون همه در گروه متمولین بیدرد بودند! اما اینبار فرق میکرد، همه دردمند شدند و اخطار دادند! گوشها تیز شد! چه نشستهاید که عدهای بدون تجربه و سابقه و غیرمطلع مطالبی را مطرح کردهاند که به هیچعنوان صحت ندارد و در راستای حمایت از تولیدکننده نبودهاست! فردی را دیدم که میگفت:مدتی است با موتور کار میکنم تا بتوانم داروی همسرم را بخرم، البته او از این صنعت جدا شده بود و جزء این صنف محسوب نمیشد، پیرمردی با دستان کارکرده و سیاه که روی میزکارش، مثل اینکه دستگاه نبرد بود تکیه داده بود و فریاد میزد، خدایا! پس کی، کسی به داد ما خواهد رسید؟ البته شاید او مکانیک خودرو بود! بغض وگریه پیرمردی را به یاد آوردم که هر بار میگفت: من یکی از آنها هستم، خیلیها مثل من تعطیل کردهاند، شاید او بدون تجربه بود! جوانی را به یاد آوردم که با بهت و حیرت راجع به طراحی فکر میکرد که اصلاً با چه کلماتی نوشته میشود!، شاید او غیر مطلع بود! کهنسال و میانسالی را دیدم که میگفتند راستش را نمیگن، فکر میکنم زیرنویس شده بود رییس قبلی اتحادیه و دیگری تولیدکننده!، جالب بود که تمام چهرهها اعضای صنفی بودند و خودشان حرف میزدند و همه از نظر بعضی بیتجربه، بیاطلاع، غریبه و بیکاره بودند که دارند به صنعتگران ایرانی توهین میکنند! حتماً یادتان هست تیتراژ روزنامهها را دررابطه با ورود تریلیهای قاچاق لوازم خانگی و عرضهی مستقیم آنها در خیابان جمهوری و انبارهای پرازجنس سرچشمه! یادمان هست که کانتینرهای کفش قاچاق آنهم از جنس نامرغوب خارجی چه بلایی برسر صنعت کفش این مملکت و شاغلان آن آورد، چایکارانمان نیز بیبهره نبودند و نیستند با نگاهی به فروشگاههای کوچک و بزرگ اوج فاجعه را دیده و لمس میکنم. بهیاد بیاوریم وضعیت زعفران کشور، علیرغم ۹۴ درصد تولید جهانی زعفران در ایران، متأسفانه رمقی برای رقابت با واسطهها و تجار ناشناختهی بینالمللی ندارد و بر اساس آمارگمرکات و استاندارد، اخبار حکایت از سوءاستفادهها و جعل در کیفیت محصول میکند. ظاهراً دستهای پنهانی درکاراست تا نسخه صنایع ما را یکی پس از دیگری پیچیده و آنها را به حافظه تاریخ روانه سازد. یادم آمد زمانی که دست مافیای چای، شکر، پارچه و غیره هم در حال روشدن بود، سرو صدای زیادی از گوشه و کنار درآمد! ولی بودند مردان خدا و لشکر بینام و نشان حضرت ولیعصر(عج) که بدون وعده و وعید و اطمینان دادن و گرایشهای معمول، به شناسایی مشکلات پرداخته و سعی در رفع معضل داشتند و خود را حامی گروهی ویژه نشان نداده و با جامعنگری صرفاً به انجام وظیفه پرداختند! فکر میکنم حداقلکاری که این مجموعه کرد و باعث شد تا همه ازآن انتقاد کنند، این بودکه تعدادی از ۳۰۰ اتحادیه طلا و جواهر که ظاهراً متولیان اشتغال مستقیم ۵/۱ میلیون نفر در این زمینه هستند را به تحرکی اجباری وادار و بعضی را از خواب هفت هزارساله بیدارنماید، شنیدم که عمر بعضی ازاتحادیهها بیش از ۴۰ سال است! بدنیست عملکرد این مجموعهها در طول سابقهی فعالیتشان ارزیابی شود! البته دوایر ارزیابی عملکرد در تمام وزارتخانهها وجود دارند! سایر مراکز نظارتی هم بسیاراست، از دیگر مزیتهای بیشمار این مجموعه، که هر بینندهای آن را میفهمد، میتوان به نکات زیر اشارهکرد: الف) بخشهای مختلفی در این گروه هستند که هریک متولیخاص خود را میخواهد. ب) رستههای صنفی، هنری، صنعتی باید از هم جدا باشند. ج) از نیروهای جوان و با استعداد باید استفاده شود. د) از تجربه سایر کشورها باید بهرهمند شد و یادمان باشد در جامعه جهانی زندگی میکنیم. ه) کمتر حرف بزنیم و عمل کنیم، سایرین منتظر ما نخواهد ماند! و) دستگاههای مربوطه وارد صحنه شوند، آن هم در حوزه، حدود و شرح وظایف خود و به همان مقداری وعده و وعید دهند که میتوانند. ز) اگر ذرهای برای کشورمان دلسوز هستیم، نگذاریم بلایی که برسر سایر صنایع آمد، برای این گروه صنفی- صنعتی- سنتی تکرار شود. بدون شک زحمات بسیاری برای ساخت این مجموعه کشیده شده و افرادی که دستاندرکار آن بودهاند، جسارت ورود به حوزهای را داشتهاند که تخصص، علم و هنر پیشزمینهی توانایی به تصویرکشیدن بخشی از مشکلات را طلب میکرده و لذا شایسته بود بر خلاف معمول و عرف موجود، از عوامل آن تقدیر و تشکر میشد! چیزیکه از ابتدای پخش این مجموعه مشاهده شده، هجوم معدودی به واقعیتهای مبتلا به اینگروه هنری و صنعتی است، حال باید در صداقت و روشنبینی اینگونه افراد به دیدهی شک و تردید نگریست، که آیا منافع ملی را در نظر دارند و یا مثل همیشه منافع شخصی را بر همه چیز ترجیح میدهند ویا بازی گروهی خاص شدهاند؟ شاید اگر عدهای شجاعت بازگو نمودن و عیان ساختن این مشکلات به این زیبایی و صراحت را نداشتند، تا چند سال دیگر نوادگان ما فقط خاطرهای از اجدادشان را در این رشته هنری و صنعتی در اذهان مرور میکردند! وآب هم ازآب تکان نمیخورد هیچکس به فکر این واقعیت که غفلتی معنیدار در پس این ماجراست هم نمیافتاد! بهعنوان یک ایرانی از دستاندرکاران ساخت و تولید این مجموعه تشکر و قدردانی کرده و امیدوارم در ماه خداوند متعال که باید قدر هر روز و شب و لحظه لحظه آنرا دانست هر یک از گروههای اجتماعی، صنفی، فرهنگی، هنری و... نیز با ساخت چنین مجموعههایی، مشکلات را بدون پردهپوشی از طریق رسانهای که بخشی از رسالت واقعی آن بازگو نمودن مشکلات مردم و بررسی موانع و معضلات پیشرفت جامعه و ارائه طریق است را عنوان نمایند. شیرین . ح آخرين بروز رساني ( یکشنبه، ۰۶ آبان ۱۳۸۶ ۱۷:۳۹ )
|










