| توپ طلا از کجا آمد؟ |
|
|
| مقالات - طلا ، جواهرات و سنگهاي قيمتي | |||
|
دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۶ / ۱۹ نوامبر ۲۰۰۷ / ۱۶:۰۲ «توپ طلا» که نسخه ۲۰۰۵ در پاریس به رونالدینیو برزیلی و بارسلونیایی اهدا شد، معتبرترین جایزه انفرادی فوتبال جهان و بسیار بهتر، بسیط تر، حرفه ای تر و عادلانه تر از جایزه مرد سال فوتبال جهان است که فیفا ۱۵ سالی است آن را اهدا می کند و سعی داشته آن را برترین جایزه دنیا جلوه دهد، اما به سبب رویکرد به نظر مربیان تیم های ملی جهان (که به جای توجه به دستاورد های ۱۲ ماه گذشته و اندازه گیری موفقیت های بازیکنان، فوتبالیست های دلخواه و محبوب خود را معرفی می کنند) گاه با نتایج کاملاً عجیب و اهدای جوایز به کسانی منجر شده که هرچند فوتبالیست های حرفه ای و توانایی هستند اما برترین های سال «منجر به انتخابات» نبوده اند، حال آن که تمامی دلیل و انگیزه انتخاباتی از این دست نه شناخت بازیکنانی است که مربیان (ولو مشهور) کامل تر از دیگران می انگارند بلکه شناخت کسانی است که در ۱۲ ماه گذشته بهتر از دیگران کار کرده و فزون تر از دیگران برای تیم خود موفقیت به ارمغان آورده اند. توپ طلا این اصل را به طور کامل رعایت می کند و به دلیل قدمت و صاحب سابقه شدن به یک جایزه کلاسیک بی همتا در جهان فوتبال بدل شده است و امسال پنجاهمین دوره خود را سپری کرد. با این حال وقتی نشریه پیشرو «فرانس فوتبال» از سال ۱۹۵۶ این جایزه را باب کرد، اصلاً گمان نمی برد که به درجه و منزلت فعلی و به جایگاهی برسد که حتی رسمی ترین جوایز جهان و عناوین اهدا شده از سوی نهاد های بنیادین و تشکیلاتی فوتبال جهان زیر سایه آن قرار گیرند. آن جایزه دائماً وسعت و دایره شمول فزون تری یافت به طوری که پس از تجزیه شدن شوروی و یوگسلاوی و بیرون آمدن ۱۵ کشور مستقل از درون اولی و ۵ کشور دیگر از دومی و همچنین تجزیه اسلواکی و رویکرد «فرانس فوتبال» به مجرب ترین روزنامه نگاران ۵۲ کشور اروپایی (به جای ۳۶ و ۳۷ کشور قبلی) این گزینش محکم تر و مستدل تر و به درجاتی از اعتبار رسید که امروز می بینیم.قضیه بسیار ساده و سر راست است. خبرنگاران برجسته هر کشور ۵ بازیکن برتر سال را از دیدگاه خود معرفی می کنند و به هر یک از آنها به خاطر این رتبه ها امتیازی تعلق می گیرد و امتیازات جمع می شود و در یک رای گیری واضح و کم خدشه هر کس که بیشتر امتیاز آورده باشد، جایزه را می برد و مرد سال فوتبال اروپا می شود. می توان ایراد گرفت که گاهی در این گزینش هم برخی ملاحظات جنبی و پارتی بازی ها دخیل بوده اند. مثلاً از سه توپ طلای متوالی میشل پلاتینی در سال های میانی دهه ۱۹۸۰ حداقل یکی از آنها اضافه بود و اگر او فرانسوی یعنی مال کشور اهدا کننده عنوان نبود، این افتخار شامل حالش نمی شد. اما اگر مواردی از این دست و یا ۳ توپ طلایی شدن مارکو فان باستن را (که شاید یکی از سال های او هم اضافی بود) نادیده بگیریم در اکثر قریب به اتفاق موارد حق به حق دار رسیده و جدولی جامع و فراگیر و باارزش تنظیم و ارائه شده است. به جز پلاتینی و فان باستن، یوهان کرویف هلندی را هم داریم که سه بار این عنوان را برده است و در میان «دوعنوانی ها» فرانتس بکن باوئر قیصر فوتبال آلمان، هموطن او کارل هاینز رومنیگه، کوین کیگان انگلیسی و رونالدو برزیلی هم مشاهده می شوند و البته نام جورج بست هم که اواخر هفته پیش درگذشت، در میان «یک عنوانی ه» به چشم می خورد. بله توپ طلا گالری خاطره های باارزش است و به رغم ۵۰ ساله شدن جمع محدودی را در بر می گیرد که از حد و حدود خاص و ثغور ویژه ای عبور کردند که دیگران را به آن دسترسی نبود. از اهمیت و بزرگی آن همین بس که رودگولیت، روبرتو باجو، زین الدین زیدان، ریوالدو و لوتار ماتیوس با همه توانایی غیر قابل انکارشان فقط یک بار آن را بردند و از بی رحمی این گزینش همین بس که پائولو مالدینی به رغم ۲۱ سال حضور پیوسته در بالاترین سطح فوتبال قاره و به تبع آن جهان، هرگز بدان دست نیافته است. اگر تا ،۶ ۷ سال پیش نتایج توپ طلا فقط در آخرین شماره هر سال «فرانس فوتبال» اعلام می شد و مردم باید تا آخرین سه شنبه هر سال برای انتشار این شماره و کسب اطلاع از نتیجه صبر پیشه می کردند، چند سالی است که به علت گسترده شدن چشمگیر این گزینش و آثار و نتایج عظیم آن، تاریخ اعلام جایزه را قدری عقب کشیده اند و مراسمی می گذارند و فرد فاتح را دعوت می کنند و «توپ» را به او می دهند و کاغذ های رنگی را بر سر و رویش می ریزند و یک جشن به راه می اندازند و توپ را به لحاظ تشریفاتی و مراسم واقعاً طلایی می کنند. امسال نوبت رونالدینیو بود تا در پاریس توپ را بگیرد و به جمع نخبه های تاریخ سبز بپیوندد که در ۴۹ دوره قبلی آن را برده بودند و از استنلی متیوز شروع شد و تا رونالدینیو استمرار یافت و نام شان را در ذیل می خوانید: ۱۹۵۶: استنلی متیوز (بریتانیا)، ۵۷: آلفرد دی استفانو (آرژانتین _ اسپانیا)۵۸،: ریموند کوپا (فرانسه)۵۹،: دی استفانو۶۰،: لویی سوارز (اسپانیا)۶۱،: اومار سیووری۶۲،: جوزف ماساپوست (چکسلواکی)۶۳،: لو یاشین (شوروی)۶۴،: دنیس لاو (اسکاتلند)۶۵،: اوزه بیو (پرتغال)۶۶،: بابی چارلتون (انگلیس)۶۷،: فلوریان آلبرت (مجارستان)۶۸،: جورج بست (ایرلند شمالی)۶۹،: جانی ریورا (ایتالیا)۷۰،: گرد مولر (آلمان)۷۱،: یوهان کرویف (هلند)۷۲،: فرانتس بکن باوئر (آلمان)۷۳،: کرویف، ۷۴: کرویف ۷۵،: اولگ بلوخین (شوروی)۷۶،: بکن باوئر (آلمان)۷۷،: آلن سیمونسن (دانمارک)۷۸،: کوین کیگان (انگلیس)۷۹،: کیگان۸۰،: کارل هاینز رومنیگه (آلمان)۸۱،: رومنیگه۸۲،: پائولو روسی (ایتالیا)۸۳،: میشل پلاتینی (فرانسه)۸۴،: پلاتینی۸۵،: پلاتینی۸۶،: ایگور بلانوف (شوروی)۸۷،: رود گولیت (هلند)۸۸،: مارکو فان باستن (هلند)۸۹،: فان باستن۹۰،: لوتار ماتیوس (آلمان)۹۱،: ژان پیر پاپن (فرانسه)۹۲،: فان باستن۹۳،: روبرتو باجو (ایتالیا)۹۴،: هریستو استویچکوف (بلغارستان)۹۵،: ژرژ وه آ (لیبریا)۹۶،: ماتیاس سامر (آلمان)۹۷،: رونالدو (برزیل)۹۸،: زین الدین زیدان (فرانسه)۹۹،: ریوالدو (برزیل)۲۰۰۰،: لوییس فیگو (پرتغال)۲۰۰۱،: مایکل اوون (انگلیس)۲۰۰۲،: رونالدو۲۰۰۳،: پاول ندود (چک)۲۰۰۴،: آندری شوچنکو (اوکراین)۲۰۰۵،: رونالدینیو (برزیل) روزنامه شرق آخرين بروز رساني ( دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۶ ۱۷:۴۹ )
|



بسیار بهتر، بسیط تر، حرفه ای تر و عادلانه تر از جایزه مرد سال فوتبال جهان است که فیفا ۱۵ سالی است آن را اهدا می کند و سعی داشته آن را برترین جایزه دنیا جلوه دهد، اما به سبب رویکرد به نظر مربیان تیم های ملی جهان (که به جای توجه به دستاورد های ۱۲ ماه گذشته و اندازه گیری موفقیت های بازیکنان، فوتبالیست های دلخواه و محبوب خود را معرفی می کنند) گاه با نتایج کاملاً عجیب و اهدای جوایز به کسانی منجر شده که هرچند فوتبالیست های حرفه ای و توانایی هستند اما برترین های سال «منجر به انتخابات» نبوده اند، حال آن که تمامی دلیل و انگیزه انتخاباتی از این دست نه شناخت بازیکنانی است که مربیان (ولو مشهور) کامل تر از دیگران می انگارند بلکه شناخت کسانی است که در ۱۲ ماه گذشته بهتر از دیگران کار کرده و فزون تر از دیگران برای تیم خود موفقیت به ارمغان آورده اند. 





