| متنکامل مصاحبه مدیر عامل صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر ایران |
|
|
|
چهارشنبه، ۰۷ شهریور ۱۳۸۶ / ۲۹ اوت ۲۰۰۷ / ۰۶:۳۰ موضوع:حساب قرضالحسنه طلا
مصاحبه کننده : خانمساسان پور - خبرنگار روزنامه حیات نو
تاریخ مصاحبه: ۸۶/۵/۲۰رابطه
لطفا خودتان را معرفی کنید و بگویید سمت شما چیست؟ علی فخر موحدی هستم؛ مدیر عامل صندوق توسعه صادرات طلا، جواهر، نقره و ساعت ایران. درباره قرضالحسنه و بانک طلا چه نظری دارید؟ در رابطه با بانک طلا باید بگویم که به هرحال تجربه جدیدی در کشور ما است و میتوانیم به آینده آن امیدوار باشیم. اخیرا متوجه شدم که اتفاق خوبی در سطح کشور رخ داده که سرمایههای راکد مردم از بایگانی در خانهها و از این که در خط تولید قرار نگرفته، بیرون بیاید و وارد خط تولید شود. من فکر میکنم بانک طلا و یا اقدامات مشابه، وحرکتی که بهعنوان حساب قرضالحسنه طلا راهاندازی کردند میتواند منابع موجود در بانکها را بیشتر به سمت تحرکهای اقتصادی سوق دهد به شرط آنکه کار کارشناسی روی آن انجام شود. تقریبا چه مقدار از منابع بانکها وجوه قرضالحسنه است؟ ۵۰% منابع بانکها وجوه قرضالحسنه است که این وجوه قرضالحسنه، هم حساب جاری است و هم حساب قرضالحسنه. نظر رییس جمهور محترم (آقای احمدی نژاد) در این باره چه بود؟ نظر ایشان این بود که بانکها باید منابع خود را در سطح جامعه تجهیز کنند و در اختیار کارآفرینان قرار دهند. نظر بانکها و عکسالعمل آنها چه بود؟ همه متوجه شدهایم که یک مقاومتهایی از طرف بانکها در حال انجام است و در حال حاضر بانکها بیتفاوت در مقابل این کار نیستند و به مقاومت با این مسئله پرداختند در مقابل رفتارآنها، رییس جمهور روش منطقی را پیش گرفته است. یعنی بانکها به جای اینکه سرمایهگذار باشند میتوانند نقش اصلی خودشان را انجام دهند و به عنوان واسطهای بین سرمایههای مردم و رسوخ و نفوذ سرمایههای سرگردان به دست تولید کننده باشند. در این میان باید گروه ناظری تشکیل شود و کاملا نظارت مستمر داشته باشد که پولهای سرگردان و سرمایههای مردم به دست اهلش برسد. منظور از اهل چه کسانی هستند؟ ما باید گروههای مخاطب سرمایه مردم را شناسایی کنیم. اگر سرمایههای مردم بهدست تولید کننده برسد و به دست کارآفرینان برسد این حرکت به مقصد رسیده از آن طرف ما باید این نگاه ملّی را در عموم تولیدکنندگان جا بیندازیم که نگاهتان تولید برای صادرات باشد. نظرتان در رابطه با کشورهای رقیب چیست؟ ما یک بازار ۷۰ میلیونی داریم که پتانسیلهایی در آن وجود دارد و کشورهای رقیب در حال استفاده از بازار ما هستند حالا منظور از کشورهای رقیب، کشورهای همسایه مثل : ترکیه، امارات متحده و کشورهای حوزه خلیج فارس است که این کشورهای کوچک طی ۲۰ تا۳۰ سال گذشته که به دلایل مختلف نتوانستیم یا نگذاشتند که رشد کنیم به رشد سریعتری دست پیدا کردند و در عرصههای مختلف به خصوص در بخش طلا و جواهر، میتوان به ترکیه که رشد خوبی کرده و بانک طلا هم دارد اشاره کرد، ایتالیا ، امارات، مالزی، ژاپن،آمریکا، آفریقایجنوبی و .... هم همینطور در واقع این کشورها از یکدیگر الگوهای پیشرفته را گرفتند. چه مدتی از راهاندازی صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر در ایران میگذرد؟ در ایران در حدود ۲ سال است که صندوق توسعه صادرات طلا و جواهر تشکیل شده، و بهصورت جدی در حال تشکیل ساختاری منسجم و کارشناسی مباحث هستیم. فکر میکنم که نظر دولت آقای احمدینژاد این است که به مجموعه تولیدکنندگان بها بدهد واین کار به نظرمن مفید است. از نظر اقتصادی، سرمایه گذاری از طرف بانکها چگونه است؟ چون منابع مالی سرشاری در اختیار بانکها است وقتی آنها تصمیم میگیرند وارد بخش سرمایهگذاری شوند، با توجه به این که بانکهای ما عادت کردند که در گروههای مختلف تولیدی، خدماتی سرمایهگذار شوند و این روش غلط است، اگر نتوان آنها را کنترل کردکه بهطور قطع نمیتوان! در واقع آنها رقیبی برای کارآفرینان میشوند، این روشها مشکل سازی خواهند کرد. بانکی که وارد هر عرصه اقتصادی شده برای رقبای خودش مسئله ساز شده، به دلیل اینکه پولهای ارزانیکه در اختیار بانکها است در اختیار تولیدکنندگان نیست. این نحوهی تشکیل چهطور؟ آیا روند درستی است؟ چون با آن چیزیکه تصور میشود قرضالحسنه سکه کمی متفاوت است؟ "قرضالحسنه سکه و بانک طلا " اولا در قوانین اسلامی، ما قانون پیشرفتهای با نام قرضالحسنه داریم و اگر ما درست به آن عمل کنیم هم، ممدوح است و در جامعه رفتار قرض دادن را برای آن که سودی برایش متصور نشده باشد ترویج میکند. از نظر قوانین اسلامی هر کاری که قبل از عقد قرارداد برای آن مبلغ معینی در نظر گرفته شود ربا و حرام است. ولی در بخش قرضالحسنه میگویند همان را هم در نظر نگیریم و کمترین سودی را که امکان دارد یک کار اقتصادی در جامعه انجام شود، آن را بهعنوان علیالحساب برایش درصدی قائل شویم و به تعبیری دقیقتر میتوان برای آن کارمزد را نام ببریم.در واقع مراحل مختلف انجام کاری که با آن به سودی رسیدهایم را بین سرمایهگزار و کارگزار به شراکت میگذاریم، درصد این شراکت متفاوت و متغیر خواهد بود و لذا هر دو طرف به هنگام عقد مشارکتکاری و سرمایهگذاری فقط میزان برداشت از سود نهایی را معین خواهند کرد . اگر این کار را انجام ندهید شکل دیگری وجود دارد و چهطور باید سرمایههای انباشته در منزل را وارد عرصه تولید کرد؟ بانکهای ما احتیاج به جسارت دارند تا تمرین کنند و یاد بگیرند کار اقتصادی را به آن شکلی که قوانین اسلامی به آنها توصیه کرده انجام دهند و و باید یاد بگیرند که ریسک پذیر باشند باید قواعد نظام بانکی ما بازنگری شود. و این حرکتی است که به نظرم میآید در دولت ما در حال رخ دادن است و تلاش میکند تا یک کار گروهی را شکل داده که وزیر کل اقتصاد و دارایی، رییسکل بانک مرکزی و مدیر عامل بانکهای دولتی و خصوصی و اینها را در کار گروهی عضو کرده و ازآن طرف دکتر داوودی را ناظر در این مجموعه گذاشتهاند. من فکر میکنم اگر به اینها فرصتی داده شود میتوانند کارشان را انجام دهند. نظراتی را که در ملاقات با آقای احمدی نژاد داشتید بیان کنید؟ در ملاقاتی که خدمت ایشان داشتیم مسایل صنعت طلا و جواهر را به سمع و نظر ایشان رساندم یکی از نقطه نظرات من، ایجاد منطقه ویژه طلا و جواهر و ایجاد بانک طلا بود؛ یعنی بانکی که اختصاصا با این نام کار کند و این سرمایهها را در مراحل تولید و صادرات بهکار گیرد و مردم را در سود عملیات شریک کند وبه آنها سود بپردازد. سود عوارض گمرکی برای واردات طلا، نقره و پلاتین به چه صورت است؟ به نظر من سود طلا باید به صفر، و جواهر به یک درصد برسد ما باید در مقایسه با کشورهای همسایه قوانین مترقّی ایجاد کنیم و جلوی ورود قاچاق مصنوعات را بگیریم . و اگر واردات شمش طلا در سطح کل کشور بهصورت غیرکارشناسانه آزاد شود کمر بانکهای ما میشکند. بهتر است مسوولان صنفی ما هم اگر اطلاعاتی در این مورد ندارند اظهارات غیر کارشناسانه خود را به مسوولان نظام منتقل نکنند ، چون تصمیمگیریها باید منطقی،کارشناسی شده و عالمانه گرفته شود. چرا بعضی مطرح میکنند که درکشورهای ترکیه و ایتالیا در مقابل طلای کارکرده مردم، به آنها وام میدهند؟ دوست دارم از شما بپرسم چه کسی این اطلاعات را به شما داده؟ - طلا فروشان. خوب طلا فروشان فقط طلا فروشند حتی اطلاعات آنها درباره یکدیگر هم کافی نیست چه برسد به بانکهای ترکیه و ایتالیا و بدون اطلاع از صحّت و درستی این مطلب صحبت میکنند به نظرم باید به سراغ مسوولان بانکی بروید. از این افراد که راجعبه بانک ایتالیا و ترکیه صحبت میکنند باید سووال کنید که فقط اسم آنها را میدانند؟ و یا صرفا شنیدهها را بازگو میکنند؟ اگر طلای مردم در اختیار تولید کننده قرار بگیرد به چه صورت میتوان اینها را در تولید وارد کرد؟ این روشهای عملیاتی احتیاج به کارشناسی دارد سیستم بانکی ما باید تجدید ساختار شود، روش ۵۰ سال گذشته دنیا پاسخگوی نیاز امروز نیست، متحول کردن این سیستم بانکی سخت است و باید رفتار آنها را تغییر داد و این تغییر یک شبه، بهوجود نمیآید. من در جلسهای، خدمت آقای رییس جمهور عرض کردم که ماده اولیهی ما طلا است بنابراین به کالای دیگری تبدیل نمیشود و ما طلا را باید از بانک طلا و یا ذخایر طلایی موجود نزد بانکها بگیریم و بهوسیله کارآفرینی ارزش افزوده برای آن ایجاد کنیم و آن را وارد بازار کنیم و این امکان پذیر نیست که شما به سراغ صنف دیگری بروید و بگویید: طلا بگیر و طلا پس بده ، هر صنعت دیگری جز این گروه حتما طلا را به پول تبدیل میکنند که این موضوع عوارضی را در پی خواهد داشت. نظرشما در رابطه با تبدیل طلا به پول نقد چیست؟ من اصلا موافق این نیستم. اگر طلا به پول نقد تبدیل شود میزان نقدینگی جامعه را بالا خواهد برد و این یکی از ویژگیهای نقدینگی زیاد در ایجاد تورم است. صنعت طلا و جواهر این پتانسیل را دارد که طلای موجود در جامعه در آن ایجاد اشتغال کند و ما از ایجاد اشتغال است که ارزش افزوده بهدست میآوریم و بازارهای بینالمللی را با صادرات کالای خود در اختیار میگیریم، کارشناسان بی غرض و بدون رویکردهای جناحی باید وارد این کار شوند تا اطلاعات درست در اختیار صاحب نظران و مسوولین برای تصمیم گیری صحیح و تصویب قوانین خاص قرار بدهند. نحوه عملکرد بانکهای ایتالیا و ترکیه و سایرین به چه صورت است؟ آنها شمش طلا را بهعنوان پشتوانهی پولی و ذخایر مالی تهیه میکنند و شمش طلا را به تولیدکننده طلا عرضه میکنند. کاری که باید به نظرم بانکهایی مثل بانکرفاه و دیگر بانکها انجام دهند، چون سکه و شمش برای تولیدکننده تفاوتی با هم ندارد و باعث نمیشود که حجم نقدینگی افزوده شود چون مواد اولیه ما شمش طلاست و حتی میتواند سکه باشد که سکه و شمش را به مصنوع تبدیل کنیم. به طور مثال: الان زمانی است که این بانکهای وامدهنده ایتالیا و ترکیه زمان سررسید را اعلام میکنند و تولیدکننده در سررسید میداند که چهقدر بدهی دارد و باید بپردازد. دراین زمان مثلا۷۰% بدهیاش را به صورت وجه نقد مرجوع و ۳۰% آن را مصنوع ساخته شده و بدون اجرت عودت میدهد. اینکه بانکها میآیند و مصنوعات را میگیرند و شما در سوالات قبلی خود اشاره کردهاید، صرفا درباره تولیدکنندههای این صنعت مصداق دارد. یعنی بانکها به تولیدکنندههایی که وام طلایی میدهند اگر به دلیل مشکلات عرضه مصنوع در فصول مختلف نتوانستند آن را عرضه کنند، اجازه میدهند تا مصنوع تولید شده را به جای اصل وام عودت دهند و به اینطریق از طرف بانک عامل حمایت میشوند، ولی هنوز بانکهای ما این روش را انجام نمیدهند. اگر تولید کنندای زمان سررسید پرداخت وجوهش برسد و تمام آن وجوه خود را نداشته باشد باید چه کرد؟ مصنوعاتی که تولید کرده مجددا در اختیار بانک قرار میگیرد ولی بدون هیچ گونه اجرت، و بانک حق وحقوق خود را کاملا از محل طلاهای ساخته شده نیز دریافت میکند. وقتی تولیدکننده به جای غرض، آن ۳۰% را میدهد، ماده اولیه را گرفته و برای تولید آن مصنوعات عملیات را انجام داده، آیا بابت آن هزینهای دریافت نمیکند؟ خیر، بانکهای عامل میآیند و شمش طلا را در اختیار تولیدکننده قرار میدهند و از آن طرف ازآن سودی حدود یک تا دو درصد در سال را میگیرند و به وام گیرنده، اعلام میکند که اگر مصنوع آورید ما مصنوع را با آن مواد اولیه ابتدایی ازشما بر میگردانیم و میگیریم عین این روشها را بانکهای ایتالیا انجام میدهند و شما میبینید آنها مصنوعاتی که تولیدکنندگان به نوعی نتوانستند به بازار عرضه کنند را براساس مزایدهها به مصرف کنندههای بینالمللی عرضه میکنند و اصل و سود خود را به اینطریق مستهلک میکنند. آیا این به نفع بانک است و برای خریداران ارزان تمام میشود؟ بله، بانک واسطه خوبی است و درآمد بانکها باید از محل ارائه و خدمات بانکی تامین شود و بانکها وابسته بر درآمد سود تسهیلات نباشند و این نکته بارزی است که بانکهای ما بایدآن را تمرین کرده و برحدود و موضوعات فعالیتی خود بیافزایند. پس این کاریکه بانکهای ایتالیا انجام میدهند، در واقع یک نوع درآمد از واسطه بودن بین فروشنده و خریدار محسوب میشود؟ بله، فرض بر اینکه تولیدکننده مواد اولیه را از بانک گرفته آن مواد اولیه از محل وجوه مردم در بانک تامین شده و بانک واسطه پولی بین مردم و تولید کننده است و با توجه به ارائه این خدمات طلا میگیرد و در مقابل یک یا دو درصد سود میگیرد و باید سر تاریخی که خدمات از بانک گرفته شده سود پرداخت شود. اگر تولید کننده نتواند مواد را به بازار مصرف عرضه کند اول باید طلا را برگرداند و بانک دیگر بابت این عملیات نباید چیزی به او بدهد. به نظر شما بحث این که مردم بیایند طلایکار شدهشان را بدهند و در مقابل آن وام بگیرند اشتباه است؟ از نظر من راهکار دارد و اشتباه نیست. بهتر است با توجه به اینکه بانکهای ما تازه در این مقوله گام نهادهاند وارد این مسایل نشوند این یک کار کارشناسی است و از نظر فنی نیاز به دقت عمل بالا دارد و مجاور این اتفاق با توجه به مشکلات زیاد و عدم وجود زیر ساختها بانک به مشکل بر میخورد. بهتر است فعلا بانکها روی سکه و شمش کار کنند. چه حجمی از نقدینگی را برای جمعآوری پیشبینی کردند و آیا می توانند نقدینگی را به صورت سکه از مردم بگیرند؟ این نقدینگی نیست وجوهی است که تبدیل به کالا شده و به صورت راکد در اختیار مردم مانده. این کالایی است که پتانسیل تبدیل شدن به مصنوع را دارد که بواسطه آن میشود ارزآوری، اشتغال زایی و ارزش افزوده ایجاد کرد. صحبت آخر؟ اگر بانکها جسارت کنند و وارد شوند ما هم هر کمکی که از دستمان برآید حتما انجام میدهیم. به نظرم این حرکت شایستهای است و امیدوارم دولت ما در این روشی که پیش گرفته به نتیجه برسد و موفق شود. آخرين بروز رساني ( شنبه، ۱۹ آبان ۱۳۸۶ ۱۲:۵۴ )
|










